أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

639

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مىنگريست و مىگفت : اى مدحت پاشا ! من تو را نصيحت كردم ، اما قبول نكردى . همراه مدحت پاشا كه صدر اعظم بود ، هم‌قطار او محمود پاشاى داماد كه پيش از وى صدر اعظم عثمانى بود ، همچنين خير اللَّه افندى شيخ الاسلام كه فتوا به خلع عبدالحميد داده بود هم بودند . خير اللَّه پيش از ديگران به مدينه تبعيد شد ، اما بعد از آن كه اين جماعت به طائف رسيدند ، او هم به آنان پيوست و همراه آنان زندانى شد . زندانىها در سال 1297 به طائف رسيدند و چندان ماندند تا مدحت پاشا و محمود در زندان كشته شدند و شيخ الاسلام باقى ماند . برخى از پيرمردان به من گفتند كه آن دو ، با فشار دادن بيضه‌هايشان كشته شدند . يكى از كسانى كه در همسايگى آنان در خانه‌هاى نزديك به قشلاق بوده و صداى آنان را شنيده بود ، اين مطلب را براى اين افراد نقل كرده بود . جنازهء مدحت پاشا همچنان در طائف مدفون بود تا آن كه يك هيئت از تركيه در سال 1370 به سعودى آمدند و جنازهء او را از طائف به آنكارا منتقل كردند . دحلان « 1 » در حوادث سال 1297 مىگويد كه عمارت چاه بازان اجياد در اين سال به اتمام رسيد و آب آن به سمت خزانهء زبيده سرازير شد . گفته مىشود كه شريف عبدالمطلب در كارهاى خود در جده به وكليش شيخ حسن هزازى اعتماد مىكرد ؛ اما چيزى نگذشت كه بر وى خشمگين شده ، او را زندانى كرد و كار وى را به عمر افندى نصيف ، وكيل اشراف از آل عون واگذار كرد . دحلان « 2 » در وصف برخوردهاى تند عبدالمطلب نسبت به مردم در مكه مطالب ديگرى مىگويد و چنين ادامه مىدهد : دو فرزند وى كه كارهاى وى را با رفتارهاى تند و ظالمانه دنبال مىكردند ، مردند و زمان دولتشان به طول نينجاميد . سپس نوادهء او مساعد ابن رضا بيك قائم مقام عهده‌دار كارها شد . او نيز چهل روز حاكم بود و طى آن مردم را با

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 327 ( ذيل حوادث آن سال در اين كتاب ، يادى از اين رخداد نشده است . « ج » ) . ( 2 ) . خلاصة الكلام ، ص 328 . ( مؤلف بايد اين مطلب را از منبع ديگرى گرفته باشد ، زيرا ذيل شرح امارت عبدالمطلب‌چنين مطالبى نيامده است . « ج » ) .